اگر دلتان براي ديدن نازك ترين قرص ماه تنگ شده است . اگر دلتان خنكاي باد خردادي را مي خواهد. اگر دلتان براي تاريكي شبهايي كه برق قطع شده است و مجبوريد در تاريكي مطلق ، شاعرانه ترين چيزهايي كه به ذهنتان رسيده بنويسيد . اگر دلتان شاليزار مي خواهد و صداي قورباغه هايي كه آواز سرميدهند و از آخرين نسيم روزهاي بهاري لذت مي برند ........اگر مي خواهيد در بلندترين نقطه شهر بايستيد و دستهايتان را كنار پنجره ، رو به شاليزار بگشاييد ........ اگر مي خواهيد صداي ( خدايا سپاس ) شما زودتر به گوشش برسد .....
اينجا .....بهترين مكان است . من اينك در تاريكي مطلق نشسته ام و صداي قورباغه ها را از شاليزار زير نور كم قرص نازك ماه  نظاره مي كنم .....من در بلند ترين نقطه شهر در بالاترين طبقه ساختمان شهر ......كنار پنجره ، حسي دارم كه مي خواهم  شما هم داشته باشيد .
در اين واپسين دقايق 32 سالگي ام ،   سپاس ....خدايا ....سپاس.....براي همه چيزهايي كه دادي و گرفتي .....سپاس....