هميشه فرصت هست ، براي هر كاري كه فكر مي كني چرا اين قدر دير شروع كرده اي….من يكي از همانها هستم كه دير شروع كردن را تجربه كردم و مي دانم چه قدر سخت است كه اين را هم بداني كه اگر زودتر شروع كرده بودي حالا به كجاهاي دنيا رسيده بودي …..من شايد اگر زود مي آمدم به اين مرحله ، مي توانستم بهتر از حالا باشم. مي توانستم تجارب بهتري داشته باشم . هر روز به خودم مي گويم : ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه ست . اين را بارها وقتي كه در 29 سالگي ام وارد دانشگاه شدم به خودم گفتم . نه …حالا ديگر براي اشتباه كردن فرصت ندارم . خسته شده ام از بس كه هميشه از آخر اول بودم . خواهش مي كنم نصيحتم نكنيد …..حرفهاي حميد رضا برايم شيرين تر از عسل بود كه پستش كردم و مدتها روي صفحه گذاشتم تا بخوانيدش . اين بار نصيحت نمي پذيرم . اصلاً چه معني دارد كه من از بدو تولدم هميشه از آخر اول باشم؟ بچه آخر خانواده ، در شرايط سخت و دير متولد شد كه نزديك بود خودش و مادرش را به كشتن بدهد . دير فهميدم كه بايد درس بخوانم . دير ديپلم گرفتم و دير به ساز و ورزش و هنر رو آوردم _ اين سه تاي آخر را كه اصلا نيمه رها كردم و بحث جدايي دارد . _ دير براي دانشگاه آماده شدم ، دير ازدواج كردم ، دير عاشق شدم ، دير سر كار رفتم ، دير بچه دار مي شوم ، و براي همه اينها پشيمانم .