عزیزم

وقتی خیلی خسته هستم و حوصله هیچ کاری را ندارم و حس می کنم دلم می خواهد تنگ بشود و بگیرد  ، به یاد تو که می افتم همه چیز رنگ و بویی بهتر پیدا می کند .

این روزها خط کش را بر می دارم و از روی کتابی که پدرت برام خریده اندازه تو  را در این دوره از جنینی سانت می زنم و به خط کش خیره می شوم .

تو در حال حاضر 16 سانتی متر هستی ، یعنی کمی بزرگتر از یک وجب من و طی دو هفته آینده 9 سانت دیگر رشد می کنی . تصور کن ، در عرض 14 روز قد تو از 25 سانت هم تجاوز می کند .

وقتی به ریز و کوچک بودن تو فکر می کنم از خداوند می خواهم هنگام دمیدن روح در بدنت روح بزرگی در اختیار تو بگذارد .

دوست دارم طبع بلندی داشته باشی . دوست دارم کارهای شایسته تو موجب مباهات من شود . دوست دارم همه تو را تحسین کنند و من به خودم ببالم از اینکه تو مال منی .

راستی تو کی می خواهی نامه های مادر را بخوانی ؟ وقتی به دنیا بیایی گاهی نوشته هایم را مثل حالا بلند بلند برای تو می خوانم . و بعد که بزرگتر شدی اینجا را به تو هدیه می دهم .

امیدوارم آن موقع خنده ات نگیرد .  امروز فکر می کردم می توانم نامه هایم را برای تو بهتر از این بنویسم نه اینکه بمانم و هر چه به فکرم رسید روی کاغذ بیاورم . مگر نه اینکه دارم برای عزیز ترین و تنها موجودی که به من و پدرتتعلق دارد می نویسم؟ پس باید تعمق کنم بیشتر و حرفهایم را این قدر بی پرده به زبان نیاورم باید فکر کنمو همیشه بهترین جملاتی که تا کنون نوشته ام را برای تو بنویسم . این روز ها به حدی کودکانه می نویسم که خودم خنده ام می گیرد چه برسد به تو که وقتی این نامه را می خوانی برای خودت مرد یا زن کاملی هستی .

آخ ....مادر فدای دختر یا پسر بودن تو بشود. عزیز دلم هر چه که باشی در حال حاضر جسم و روح و وجود و همه چیزت نه اینجا در بطن من که در قلب و فکر من جای دارد  .

 

فدای تو : مامان