ديگر نه روی باز گشت دارم و نه می توانم بمانم. اصلاْ فرقی نمی کند . هر دو به يک اندازه بد هست. برای هر دو بايد دليل بياورم .برای هر دو بايد مصيبت بکشم. برای هر دو بايد صبر کنم. بسوزم و بسازم.

 کجايی تا  با تو کمی از ماندن و رفتن حرف بزنم. و تو مرا از اين ترديد برهانی.

با تو ترديدی باقی نمی ماند.