شهر بهار نارنج

اینجا فقط یکماه در سال همه چیز مطبوع است .

اینجا فقط یکماه در سال از بیرون رفتن و قدم زدن لذت میبری.

اینجا فقط اردیبهشت ماه است که بوی خوش بهار نارنج مستت میکند .

اینجا شهر بهار نارنج است .... و من همه سال صبر میکنم تا شکوفه های نارنج بیایند و عطرشان مرا در بر گیرند .

اردیبهشت تمام میشود .... و من پنجرا را باز میکنم و سرم را میبرم بیرون و از ته ته ریه هایم نفس میکشم ....و این رایحه را برای مبادا نگه میدارم.

 

 

/ 9 نظر / 23 بازدید
سهیلا

ازاذه جان بی انصافی کردی جایی که شما هستید فقط دو ماه در سال هوا خیلی مطبوع نیست ......

خواهر گلم ...... شما که اینجا زندگی نمیکنین با مردمی که توی خیابون جلوی چشم 100 نفر آشغالهاشونو میندازن توی خیابون اونم دو متری سطل آشغال . توی شهری نیستین که موشهاش قد گربه هستن . شهری که سازمان بهداشت جهانی ساللللللللللللهاست بودجه فاضلاب کشی شو دادن و اونقدر بخور بخور بوده که هنوز هم فاضلاب کشی نشده. شهری که توی کوچه هاش نمیتونی رد شی چون حتی اگه بارو نباریده باشه تو چاله چوله هاش آب جمع شده و با گذر یه ماشین کل لباست لجن میشه . حالا کی بی انصافه؟ شما اینجا زندگی نکردین ..... از دختر خانومتون بپرسین بهتون میگن

نهال

سلام دلمونو آب کردی خانم..جای ما خالی

مامان دل آرا

واقعا همینطوره منم با بوی بهار نارنج به وجد میام [بغل]حس متقابل با شما[ماچ]

سهیلا

صحبت از هوای شهر بود که من شما را بی انصاف خواندم نه چاله چوله ها از وقتی تهران اومدم معنای شهرستان زندگی کردن را فهمیدم توی تهران چاله ها یکروزه پر میشود و موش تو که میدانی الان چهار ساله هستی تو امریکا توی خونه اش با موش مبارزه میکنه طبقه 8 زندگی میکنه باز شکر موش های ما تو خیابونند......

گفتمت ...

سلام - سفرنامه شیراز یادتون نره

سپهر

نمیدانم چطور گذرم به وبلاگ شما افتاد. اینترنت مثل بازار مسگرهاست: از پی یک صدای ضعیف می روی، سر از دالانی در می آوری و همینطور از دالانی به دالان دیگر... نوشته های شما من رو به خوندنشون وادار کرد، شما یک "زن" هستید، یک مادر! این را چه خوب گفته اید... از نوشته هایتان چه خوب پیداست... و چه خوب است-امروزه- زنی به مادر بودنش افتخار کند! موفق باشید

لیلا مامان پرهام

سلام. روز مادر به تو مامان مهربون و خوش ذوق مبارک باشه