خواهرم ....

صبح برایم زنگ زد .

صدایش آکنده از اندوه بود .

خسته بود . و برایم از دلتگی روز جمعه اش گفت .... که چه طور تاب بیاورد روز را تا شب ....

خواهرم اینروزها سخت دلتگ همسرش شده .... که به سفر رفته.

با بغض گفت : عجب روز مسخره ای ....

گفت : دیشب برای خواب حسابی فکری شده بودم ، وقتی به موهایم دست کشیدم تازه متوجه شدم ، ٢ روز است که حمام نکرده ام.!!

از این همه عشقی که دارد به همسرش خرسندم . و به او غبطه خوردم .

من ... بعد از از دست دادن مادرم .... کمتر پیش می آید دلتگ کسی شوم .

همسرم هم کمتر ماموریت چند روزه دارد .

گاهی دلم برای فرزندم تنگ می شود . مثلا برای یک ساعتی که میماند پیش پدرش و من میروم پیاده روی .!!خوشمزه

اما خواهرم علی رغم همه سفرهای طولانی همسرش ... هر بار بیشتر دلتنگی میکند .

و برای من که از او کوچکترم ... با بغض میگوید ... و میگوید .

حالا بامداد شنبه است . او خوابیده حتما ... و شاید باز هم فکری شده باشد ...

در هر حال از پروردگار میخواهم .... عشقی که در قلبش دارد .... صد چندان شود . و قلبش هرگز دلتنگ کسی نباشد .

آقای گفتمت خان ... داماد گرامی بنده .... این سفر های شرق و غرب شما تمام نشد؟

شکر خدا در قطب کارخانه های نساجی وجود ندارد !!! خدای من !! یا اینکه دارد ؟  اسکمو ها هم لباس میپوشند . ای خداااااااااااااا ....

البته یادم نبود .... خدا این خرسهای قطبی و روبا ه ها و .... بقیه حیوانات قطبی را زیاد کند . وگرنه بنده باید گوشهایم را ششدانگ میدادم به تلفنهای مکرر خواهر غریبم .

به من رحم کن جان برادر ...

 

/ 13 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین

چقدراحساساتت برای خواهرت قشنگ بود.این حسو میفهمم کاملا.چقدر خواهر دلسوز و مهربون داشتن عالیه.کسی که حتی برای دلتنگیت برای غصه ات و حتی سر رفتن حوصله ات دلواپس بشه و از خوشبختی و داشته هات مغرور و سرمست.همیشه کنار هم و پشت هم باشید.آمین[گل]

نگین

پانیذ جون موهات مبارک. امیدوارم قلب همه انسانها همیشه مملو از عشق و خالی از نفرت باشه. [قلب][گل]

گفتمت ....

سلام ازابراز لطف خالصانه ات سپاسگزارم.این دلتنگی ها دو ور دارد و چون دو طرف دارد اینقدر سنگین است و اینقدر عمیق است و اینقدر زیاد. سفر که نیست ، تفریح که نیست ، ولی دوری که هست ، فراق که هست ، تنهایی که هست . گرچه در خلال ساعتها سفر و سختی و مذاکره و بازدید و بحث و جدل و محاسبه و چانه زنی ، گاه ساعتی را به گشت سرمیکنیم ولی : زین همرهان سست عناصر دلم گرفت ....... و گرچه شاید درخلال 10 روز 10 ساعت به دیدن برخی از بسیارندیده ها می گذرد ، ولی: او که نیست ، بهشتم دوزخی آراسته است .............. زندگیست و تب و تاب دوری ، سختی فراق و فاصله ، برای ما که یکدیگررا هرروز بیشتردوست می داریم ، دمیدن به آتش عشق است که شعله هایش را بلندتر و نورش را فزونتر می سازد. شادزی

مریم

[گل]

مامان دل آرا

پانیذ جون با کمی تاخیر کوتاهی موهات مبارکت باشه [ماچ]وای که خیلی دلتنگی و دوری سخته انشاله خواهر گلت هم از این دلتنگیها در میاد [قلب][لبخند]

مجتبی

سلام! آرزو می کنم که همه آدما در هرجا که هستند در کنار هم با عشــــق و صلح زندگی کنند تا هیچ چیز نتونه بینشون فاصله ای بندازه. همیشه مثل الان به روز و بهروز باشید[نیشخند][چشمک] بدرود

نوید

سلام دلم برای دلتنگی تنگ شده بود. خدا به دامادتون هزار سال عمر بدهاد. روزاتون پر رنگ

داداش سینا

سلام.خاله یکم زیر دیپلم بنویس ما هم حالیمون بشه[سوال][شرمنده].آپم

داداش سینا

سلام خاله.من با این آیین خان شما رفیق شدم.راستی رادین چطوره؟اسمشو درست گفتم؟