توقع

میتوانم باشم . چه تو اینجا باشی .... چه نباشی.

بی تو سخت است ولی ... گمان نمیکنم بودن و نبودنت توفیری داشت در زندگیم .

هر آنچه که باید میدانستی این سالها به تو گفتم .  و تو هرگز قدمی برای من بر نداشتی .

با تو سالهاست حرف میزنم . اینجا

اینجا

جایی درون قلبم ... مغزم .... حلقم ....

بارها ترکید بغضم . ولی تو هیچ وقت کاری برای من نکردی .

من همیشه اما از تو توقع دارم . توقع بیجا نیست . تو باید به دادم میرسیدی .

گناه من اینجا تنها تقاص پس دادن زجری بود که تو در دنیا کشیدی .

چون دنیا دار مکافات است ... و این وسط .... من انتخاب شدم بین فرزندانت تا پدری عذاب بکشد و روحش آزرده و پشیمان شود از عذابی که به تو داد در دنیا .

پس تو باید برایم کاری میکردی . حتی اگر نباشی.

 فراموش نکن .... من هستم . چه تو باشی یا نه .... و سالهاست با تو حرف میزنم و تو هیچ قدمی برای من که ته تغاری ات بودم برنداشتی .

اینجا را بخوان دور از مغز و حلق و قلبم .

امروز باز هم همه آنچه که از تو توقع دارم روی سنگ قبرت با اشکهایم ریختم .

فراموشم کرده ای شاید ....

از تو توقع دارم ....

 

/ 4 نظر / 15 بازدید
مجتبی

سلام مثل همیشه زیبا اما غم انگیز... "فراموشم کرده ای شاید .... از تو توقع دارم ...." همیشه به روز و بهروز باشید بدرود

شیرین

دلم گرفت...چقدر عذاب میکشم که نمیتونم کاری برات بکنم...تا خاطره های بدت را ..حرفهایی که فقط رنجت میدن را از ذهنت پاک کنم...دلم خنده هاتو میخواد...بی خیالی ها و تمام غم ها را هیچ حساب کردن هاتو...به امید روزهایی که آرزو میکنم به زندگیت بیان...

مهتاب

آره دوستم منم اون آزاده رو می خوام دلم برای اون آزاده پر قدرت که همه مون بهش تکیه می کردیم تنگ شده ...دلم همون دوست همیشه پر انرژی رو می خواد ..می دونم که برای همه مون پیش میاد و دوستی واقعی همین موقع ها خودشو نشون میده ..دوست من قدر خودت و این همه استعدادت رو بدون تو بی نظیری ..کاش به خودت بیایی و به هیچ کس تو زندگی ات تکیه نکنی ...تو به تنهایی بی نهایت قدرت داری ...کاش روحیه ات به روحیه اطرافیانت وابسته نبود . هزار ای کاش دیگه ..دوستت دارم ..می دونم که اون روزا باز هم میاد ..برات دعا می کنم و آرزوی صبر ....[قلب]

سهیلا

بیچاره دستش از دنیا کوتاهست چه توقعی داری؟ مادر مرد از بس که جان نداشت....