راد اینروزها

رادین هنوز نتونسته با آوین کنار بیاد . هنوز هم به سردی باهاش رفتار میکنه . خیلی راحت اصلا نمیبینتش. نگاهش هم نمیکنه . گاهی ولی بهش بدو بیراه میگه .

دوست نداشتم اینطوری میشد.

در عوض آوین . عاششششششقشه. از کنارش که رد میشه دست و ژا میزنه و ذوق میکنه . هر چی به رادین میگم یه نگاه کوچیک بهش بکن . نمیکنه.

تازه اینها همه در حالیه که خداییش منو باباش و فامیل و همه بیشتر به رادین اهمیت میدیم.

××××××××××

10 روزه رادین دوباره میره مهد . 2 ماه به خاطر اینکه مدام مریض میشد و آوین هم مریض میکرد نفرستادیمش . اما توی همین 2 ماه هم 2 بار مریض شد . بنابراین .... دیدیم فرقی نمیکنه و دوباره فرستادیمش .

×××××××××××

بزرگترین سرگرمی رادین شده بازی کامپیوتری و کارتون و نهایتا بازی با موبایل ....

بابت این هم نگرانم.

×××××××××

خیلی وقته نیومدم اما باز چیزی برای نوشتن ندارم .

اصلا لعنت به این فیس بوک که آدم رو از کار و زندگی و وبلاگ نوشتن و خوندن میندازه

/ 0 نظر / 19 بازدید