اگر دوباره به دنيا بيايم....

اگر قرار باشد بار ديگر به دنيا بيايم می دانم که بايد با زندگيم چه کار کنم...می دانم که ديگر نبايد وقت را هدر بدهم. می دانم که بايد به کسانی که دوستشان دارم علاقه ام را ابراز کنم و نشان بدهم که چه قدر برايم اهميت دارند.

اگر روزی دو باره متولد شوم به اندازه تمام لحظاتی که در اين زندگی به هدر داده ام تلاش می کنم و به خودم می فهمانم که چه قدر توانايی دارم.

اين بار ديگر در سن ۲۹ سالگی برای ورود به دانشگاه درس نمی خوانم...شايد اصلاْ زودتر از آنچه که فکرش را بکنم تحصيل کنم.اما اين را می دانم که باز هم در رشته ادبيات فارسی درس می خوانم حتی اگر در يک کشور اروپايی به دنيا بيايم.

اين بار حتما با آدمهايی مثل فرشته دوست نمی شوم. و سعی می کنم در انتخاب دوستانم بيشتر دقت کنم.

اين بار دوست دارم در خانه ای متولد شوم که پدرم در ۸ سالگی و مادرم در ۱۸ سالگی ام نميرند.(اصلا شايد خودم زودتر از آنها بميرم.!)

کاش اگر دوباره متولد شدم نامم آزاده باشد و اهل لاهيجان.....

کاش خواهر ها و برادر هايم همين ها باشند و همسرم...و دوستانم....

کاش کودکستانم همان مرضيه محيطی باشد......و باز هم دهم خرداد به دنيا بيايم.و پدرم برايم قشنگترين دوچرخه قرمز دنيا را بخرد......

اين بار  هر وقت دچار بيماری اوريون شدم يک جا می نشينم و  با تهوع ام کنار می آيم تا بار ديگر اين بيماری باعث نشود که گوش چپم ناشنوا گردد.

اين بار هم حتما هر جا که باشم به وطنم عشق می ورزم.

نمی دانم شايد باز هم از کودکی به جمع آوری کلکسيون پاکن های فانتزی علاقه مند باشم....شايد اين بار هم خيلی زود خاله و عمه شدم و خواهرزاده ها و برادرزاده هايم را با پاکن هايم سرگرم کنم.

اين بار به مادرم در بستر مرگ می گويم که چه قدر دوستش دارم و نمی خواهم بميرد. حرفهايم را با او در نامه هايم نمی گويم...به زبان می آورم حتما.....

اين بار شايد وبلاگ نداشته باشم که حرفهايم را بنويسم اما حتما  آرزوی چاپ کتاب را جامه عمل خواهم پوشاند.

چه کارهايی در زندگيم می توانستم انجام دهم ...اما .....بعد از ۳۲ سال ...کودکی و نو جوانيم هرگز باز نمی گردند...کاش ميشد بار ديگر آن دوران را تجربه کنم.

اين بار ....آه ....اگر دوباره به دنيا بيايم.....

 

/ 61 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابی

سلام وبلاگ قشنگی داری خوشحال ميشم به من هم سر بزنی بای

ناصر

سلام نازنينم . من دوست داشتم اگر باز هم قرار است به دنيا بيام دوباره همينطور باشم . دوباره دلشکسته و تنها و حتی خسته اما مثل الان بتونم کسی رو دوست داشته باشم

elham=eli

DELAM KHAYLI BARAT TANG SHODE +DELAMAM GEREFTE MESLE HAMESHE DOSET DARAM KHANOMI

یک دوست

چه بگويم ز غمي که در سينه ات جاريست . اي کاش ميتوانستم ذره اي از غم درونت را به رسم دوستي و دوست داشتن بر جان خويش گيرم . چيزي ندارم که به زير پاي دوستان قرباني کنم . تنها دلي خسته و ترک خورده دارم که اگر آنرا لايق ميداني به زير پايت قربان کنم. نميدونم شايد قطرات اشکم را به ترحم بگيري اما باور کن آين قطرات اشک از براي آن است که بگويم دوستت دارم اي درد کشيده و بگويم اي کاش ميتوانستم بر آن چشمان غم ديده ات بوسه زنم . روز پدر امسال را يادت هست آن زمان که به وبلاگ من امدي و بر من خوشا به حالت گفتي که پدري دارم تا از او بنويسم . مرا ببخش که نميدانستم از داشتن نعمت مادر نيز محرومي . دوست من دوستت دارم چون ميدانم کسي هستي که خدا نيز تو را دوست دارد

*---nazanin---*

سلام دوست خوب و گلم واقعا من شرمنده هستم که اینقدر دیر اومدم پیشت آخه مسافرت بودم رفته بودیم شمال تازه دیشب حدود ساعت 12:30 اینطورا رسیدم.راستی یادم رفت بگم نزدیک بود این خواهر گلت رو{چشمک} از دست بدی من آپ کردم تونستی بیا پیشم تاکلبهء حقیره من خالی نباشه از من و تو. دوستت دارم تا همیشه. قربونت یا علی مدد

سليمه

سلام. روز بخير. دلمون برات تنگ میشه ولی منتظریم تا با دستی پر برگردی. راستی من فردا آپ ميکنم. بهم سر بزن. يا علی ...

رهام آرين

درود. معلومه کجایی؟ نیستی؟ نمی‌یای؟ نمی‌ری؟ به روزم. اگه دوست داشتی سر بزن. موفق باشی

tina

خيلی وبلاگ جالبی داری. منظورم نوشته هاته. خوشحال ميشم پيش منم بيايی

سليمه

سلام. روز بخير. ولادت آقا امام زمان بر شما مبارک. از پيامتون ممنونم. من آپم و چشم به پيامها دوخته منتظر حضور سبزتون هستم. بیش از این چشم انتظارم نزار. يا علی ...

رهام آرين

درود. بابا مردم از بس سر زدم به وبلاگم و نيومدی. خيلی منتظرتم. زودتر بيا. کم کم دارم نگرانت می‌شم. با توجه به اين نوشته آخرت. منتظرتم. يادت نره. بای