درختان چنار...

لاهيجان

درختان چنار ...سلام...

برای ديدن شما آمده ام. آمده ام تا تجديد کنم ديداری ديرين را ....

درختان چنارِ صف کشيده ...سالهای سال سلام؛ اين منم کوچکترين عضو خانواده ای که ساليان سال در پناهتان زندگی کرديم.

درختان چنار صف کشيده کنار خيابان...به اندازه همه سالهايی که نبوده ام سلام . آمده ام اينک.... تا بار ديگر شما را در آغوش بگيرم.آمده ام تا ببينم آيا باز هم دستان من از آنطرف تنه عظيمتان به هم نمی رسند؟

درختان چنار صف کشيده کنار خيابان سردار جنگل..به اندازه همه کودکيم سلام.می خواهم با دوچرخه خيالم از وسط رديف سبزتان آرام آرام برانم.آنقدر آرام حرکت کنم که بوی خوش برگهايتان برای تمام عمر در مشامم باقی بماند.

درختان چنار صف کشيده کنار خيابان سردار جنگل واقع در لاهيجان....به خاک روی برگهايتان سلام.آمده ام تا دانه دانه برگهايتان را از خاک و گرد و غبار بزدايم تا مجازاتی باشد برای همه روزهايی که شما را نديده ام.آمده ام تا در خيالم تصويری جاودانه از شما تر سيم کنم.

چنارهای کهن من ..آيا کسی تا کنون اينگونه که من شما را به خاطر می آورم به ياد آورده؟.........(سلامی به اندازه شکوه و عظمتتان بر شما باد.)

برای درختان صف کشيده کنار خيابان سردار جنگل واقع در زادگاهم ( لاهيجان)

/ 36 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر

درخت هميشه استوار جاده های شمال . مغرور ولی ژر محبت و دوست داشتنی

Masiha

گفتم سلام فقط نگاه کرد.....گفتم خوبی فقط نگاه کرد.....گفتم چه خبر فقط نگاه کرد....گفتم ميدونی چيه اعصابم بهم ريخته فقط نگاه کرد....گفتم ميدونی دلم تنگه واسه قديما فقط نگاه کرد.....گفتم ميدونی چرا آدما بزرگ ميشن؟ فقط نگاه کرد......گفتم ميدونی حس غريبه بودن يعنی چی؟ فقط نگاه کرد....گفتم ميدونی حس بی حسی يعنی چی؟ فقط نگاه کرد.....گفتم ميدونی عشق يعنی چی؟ فقط نگاه کرد.......گفتم ميدونی منم نميدونم يعني چی ولی باز هم فقط نگاه کرد.......گفتم ميدونی ......که تازه فهميدم دارم با ندانسته های خودم حرف ميزنم.... اين بار نگفتم ميدونی.....فقط نگاه کردم......

بلفی

سلام پانيز جان. اگه توی مسنجر منو اد کنی بهت خبر ميدم آپديتمو. و همينطور اگه خودت آپ کنی بهم خبر ميدی.موفق باشی

علیرضا تیفوسی

سلام .خيلی بی معرفتی شما. من اينه مه ميام اينجا ولی شما يک بار هم نيومدی وبلاگ من .دستت درد نکنه

Azadeh

سلام... ممنونم که به فکرمی ... داری ميری لاهيجان؟؟؟ اميدوارم بهت خوش بگذره....

ghazal

سلام چطوری خيلی با احساس بود لذت بردم بيا پيش من آپم موفق باشی

farshid

سلامی به گرمی حضورت در وبلاگ من... می آئیم ساکن.. میگذرانم به سختی.. میروم تنها.. حسی است غریب زندگی.. و مرگ نیز غریب تر.. میروم بی آنکه بخواند نامم را لبی.. و دیگر در یاد نمی مانم.. کسی نمیخواند مرا....... خوشحال ميشم به من سر بزنی

ناصر

سلام پانيز جان . منم ميخوام بدونم جواب چراهای کلاغ چيه اگه ميدونی حتما بهم بگو

nazanin

سلام عزيز مطالبت و همينطور وبلاگت خيلی قشنگه بهت تبريک ميگم و اينکه دلم ميخواد بيشتر باهات آشنا بشم ما ميتونيم دوستای خوبی واسه هم باشيم پس تونستی يه سر بيا وبلاگ من خوشحال ميشم موفق باشی دوستدار تو نازنين . ياعلی مدد

M & M

هيچ دقت کردی که چقدر چيزای بی احساس تو اين دنيا هست يکی همون آينه که تو وبلاگم گفتم يکی ديگه دفتره با همه ورق هاش ميبينی وقتی تو دفتر مينويسی هيچی نميگه تو همش از دلتنگيها ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از دوری و جدايی ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از عشق ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از بازيه زمونه ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از نگرانی ها ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از خواسته ها و نخواسته ها ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از يه دل تنگ ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از سفر ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از کوچه های خاطره ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از سوختن دل ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از قشنگيه مرگ ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از بی رحميه زندگی ميگی اون فقط نگاه ميکنه تو از تقدير و سرنوشت ميگی اون فقط نگاه ميکنه بعد ديگه نميتونی چيزی بگی گريه ميکنی ولی اون فقط نگاه ميکنه اعصابت خورد ميشه و همه اون چيزا رو که گفتی از تو دفتر ميکنی و پاره ميکنی ميبينی بازم هيچی نميگه فقط نگاه ميکنه همينه که آدم رو آتيش ميزنه و می سوزونه .......