شيرين( مامان پانيذ) :

اين هم نظر مامان پانيذ بود :

 

مرسی خاله دختر کوچولوی من.برای همه محبتهات بخاطر لطفی که به تنها شاخه گل زندگيم داری ممنونم.اين چشمها هر رنگی که باشن برای من دوتا دريچه بودن واسه سلام دوباره با خدايی که سالها بود گمم کرده بود

/ 9 نظر / 10 بازدید
آسمان

می گما اين خانوم کوچولو عجب چشمای نازی دارنا..

رهام آرين

درود بر پانيذ عزيز. همه برام پيام گذاشتن نمی‌دونم چرا شما نتونستی بازش کنی يه بار توی وبلاگم کنترل به اضافه اف ۵ بزن درست می شه. موفق باشی بای

حميدرضا سليمانی

توي تشت مسي بزرگي نشسته بودم . مادر با كاسه روي سرم آب مي ريخت و چشم هايم از سدر مي سوخت . گفتم :" آخ" مادر به شانه هايم كيسه مي كشيد . چقدر دست هايش بزرگ بود. بوي حنا مي داد . مادرگفت:" قربان چشم هاي درشتت بشوم. قربان دست هاي كوچكت. قربان آخ گفتنت . قربان لب و خنده هات " در آغوشم كشيد . همه ي لباسش خيس آب شد. مادرگفت:" خدايا اين بچه را ازمن نگير . برايم حفظش كن. قرآنت را يادش مي دهم. كاري مي كنم كه شاهنامه را از بر كند" دلم مي خواست تشت مسي بزرگ تر بود و من دراز به دراز مي خوابيدم . دلم مي خواست تشت آب پر از ماهي هاي قرمز مي شد.

رهام آرين

درود بر پانيذ عزيز ممنون که سر زدی همين که شما خواهر عزيزم به من سر می‌زنی کافيه مهم نيست که تو کدوم مطلب پيام بذاری خودتو ناراحت نکن. موفق باشی. بای

سمیرا

چقدر اینجا عوض شده...ببخشید پانیذ جان که این همه دیر اومدم ...کلی انرژی گرفتم . برات آرزوی موفقیت میکنم

رضا(دالوس)

رنگ چشماش پانالوس امریکانوس از گونه های جدید فرشته های کوچولوست .دماغش هم به دالوسش رفته! ۰