حرفهای رادین از شهریور تا کنون ...

 این نوشته ها مربوط به شهریور امساله .... دیر گذاشتم اینجا میدونم .

 

 

 

می گوید : مامان ! بیا ببین چی درست کردم ؟

من هم مثل یک مادر خوش فکر و بیکار و عشق فرزند ، دست از ظرف شستن میکشم و با هیجان به دنبالش میدوم و میگویم : دورت بگردم چی درست کردی ؟ بدو بریم ببینم .

میبینم مکعبهای رنگی اش را کنار هم چیده و شکل قطار ردیف کرده . کلی از خودم هیجان نشان میدهم و او هم ذوق میکند و میگوید : مامانی ! عکس میگیری ازش ؟

غش میکنم . بچه ام بس که مرا دوربین به دست دیده که از هر چیز و هر کارش عکس میگیرم .... شرطی شده .

مکعبهایش را هر روز به یک شیوه ردیف میکند و برج هم میسازد .

 

 

هر وقت  دو نفر که صحبت میکنند و حتی به شوخی صدایشان بلند شود میگوید : بچه ها دعوا نکنین ! دعوا خوب نیست ! کار بدیه !

 

خاله اش چند روز پیش آمده بود خانه مان و برایش کلی دلبری کرد و زنده باد مو . سوی /  مرگ بر دیک.تاتور / سر داد .

خاله اش گفت :  رادین بیا یه چیز هم من یادت بدم . یا حسیییییییییییییییییییییییییییییین !!!! شما بگو میر . حسین !!!

و رادین یاد گرفت .

فردایش برای امتحان اینکه آیا جمله را به یاد می آورد پرسیدم : رادین جان .... یا حسیییییییییین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رادین کمی فکر کرد و جواب داد : موسبی ( مو.سوی )

و من مات و مبهوت مانده بودم که چه طور رابطه این دو شعار را فهمیده؟؟؟؟

 

برایش سی دی با نی نی 2  را خریدم . هرکس برای فرزندش نخریده باشد ضرر کرده است فجییییییع !!!

 

ورد زبانش شده : مامانی دوست دارم . شما آی لاو یوی من هستی .

 

*******************************************************

 

بیش از 20 ماشین را بدون مکث میشناسد و نامش را موگوید . از ال نود تا ریو و ماتیز و 206 و پرشیا و سمند و پیکان و .....و .        ....

 

6 تا پایتخت را بلد است . و رنگهای قرمز و زرد و سبز و آبی و سیاه و سفید و صورتی و نارنجی و بنفش و ... حتی گل بهی  را خوب میشناسد و میگوید . 13 رنگ را بدون اشتباه میگوید .

حدود 4 تا شعر را کامل بلد است و بقیه را با کمک میخواند .

 

*********************************************************

 

حالا هم نشسته کنارم و میخواند : وطنم وطنم وطنم !!!

 

و بعد هم میگوید : یار دبستانی من .... با من و ..... همه را بلد است

 * ******************************************

دیروز که از مهد بر میگشتیم توی ماشین نشسته بود و آهنگ گوش میکرد . یهو ازم پرسید :

 مامانی شاخه یعنی چی ؟

من آنچنان تحت تاثیر قرار گرفتم که پیاده ش کردم و رفتم از روی یه درخت یه شاخه پیدم با یه برگ روش و دادم دستش ......

فهمید ...

 بعد دوباره که حرکت کردیم ازم پرسید :

 مامانی خاموشی یعنی چی ؟

و من .... مردم . اینبار چراغ داخل ماشین رو براش روشن و خاموش کردم تا درک کنه.

 

توی مهدش هم مربی ها میگن خیلی کنجکاوه .

 

 

از این جا به بعد حرفهای رادین در چند روز اخیر است ...

 

 

رادین : مامانی برام سی دی میزاری توی کامپیوتر

من : نه

رادین بعد از چند دقیقه : مامانی ببین بابایی چه قدر مهربونه؟ همیشه برام چیزهای خوب میزاره ....!!

من : مثلا چی میزاره؟

رادین : با نی نی .... تا تی .... کارتون ....

 

 

 

رادین  به خاله جیمی اش در خانه خاله سودی و پشت میز در حال رستوران بازی : خاله جمهوره !!! این قدر سوسول بازی در نیار .

/ 25 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شایلی

بابا دل ما هم پرکشید با اینهمه شیرین زبونی و کنجکاوی و دلبری... این پسر ما یه پا سی اسی شد رفت پی کارش... من موندم اینا با جوونا میتونن بجنگن با بچه هایی که تو خونه شونن و هنوز مهد میرن چطور میخوان مقابله کنند!!

پرهام و مامان

ماشاالله به اين پسر . حسابي دقيقه و كنجكاو زنده باشه و سلامت. از مهد خوشش مياد؟ آفرين به اين مامان با حوصله و مهربون

گفتمت ....

سلام اولا اسپند دودش کن که حسابی بارزه. ثانیا اسپند دودکنید خودتونو که همچین موجودی رو بدنیا آوردید. ثالثا اسپند دود کنید............... خلاصه اسپند دود کن دیگه !!

می می

سلام پانیذ جون . خوبی . شما تو بابل هستی ؟ شنیدم یه شیرینی فروش معروفی هست اونجا درسته؟ میگن خیلی معروفه و عالیه شیرینی هاش شب عید سرباز تو مغازه میاره ؟ اسمش چیه اصلا تو بابل هست یا یه شهر دیگه اوندور بر؟

نگین

پانیذ جون کلی از مکالمه با پسری شاد شدم. چقدر شیرین زبونه گل پسری. خدا برات حفظش کنه. اونم با سلامتی و خوشی. [قلب][ماچ]

الي

سي دي " با ني ني 2 " اسم دقيقش چيه؟ من ميخوام تهيه اش کنم لطفا اسم ناشر و اسم سي دي رو کامل ميفرماييد ممنون

شیرین

ماشالله هم شیرین زبونه هم باهوش براش اسفند دود کن[ماچ]

می می

سلام واسه بازریابی نپرسیدم شاید بیام اونورا میخواستم ببینم شیرینی فروشیش کجاست که برم یکم بخرم ما اونجا تازه نمایندگی دادیم . البته کلوچه هاش به پای کلوچه لیکو نمیرسه [نیشخند]

ماهک

ببخش اگه تو قصه مون دو رنگ و نامرد نبودم ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم ببخش که مثل تو نشد خیانتو یاد بگیرم اگر که گفتم به چشات بزار واسه تو بمیرم ببخش اگه تو گریه هام دو رنگی و ریا نبود اگر که دستام مثه تو با کسی آشنا نبود ببخش اگه تو عشقمون کم نمی زاشتم چیزی رو ببخش که یادم نمی ره اون روزای پاییزی رو لیاقت دستای تو بیشتر از این نبود عزیز نه نمی خوام گریه کنیِ،برای من اشکی نریز لیاقت چشمای تو،نگاه ِ پاک ِ من نبود